
خیلی وقته که دارم به این موضوع فکر میکنم چرا کشوری مثل ما عقب مونده میشه و چرا نمیتونه خودشو تو دنیا جا بندازه ! جدای از الاقرتک بازیای سیاسی و شامورتی کاری علما ، جواب این سوال ساده تر از اونیه که ما خودمون فکر میکنیم و چیزی نیست جز اینکه ما ایرانی جماعت اینجوری هستیم !
همیشه وایسادیم تا دیگران بیان کارارو انجام بدن و ما لذتشو ببریم ! همه ایرانی ها احساس زیادی در مدیریت و ایجاد طرح های خلاقانه دارند و البته نتایج جالب آن هم در تمام سطوح قابل مشاهده است !

اوج بلند بینی ایرانی و ایرانیانی که امور در دستان آن هاست باعث این پیشرفت هر روزه ی ماست. اونجایی که هنوز ما به دنبال ابوعلی سینا ها و رستم هایی هستیم که یک تنه به جان علم و دانش و قله های افتخار بیافتند و ما و جمع ما در میدان روحوضی برای آن ها کف بزنیم گرفته تا شوت کردن موشک به هوا و هنر نمایی در مورد سرعت اینترنت و حد کفایت آن همه و همه نشان از تفکر اسف بار سنتی است که کار ها باید به دست یک ابر مرد انجام شود !
در دنیایی که برای تولید یک محصول هزاران نفر از دانشمندان و طراحان و هنرمندان گرفته تا آچار به دست ها و جارو زن ها همه و همه با هم تلاش میکنند ، چه جایی هست برای ما که هنوز در رسانه ی ملی مان از اختراع ماشین های بدون نیاز به انرژی و تولید برق از صدا و روشن شدن لامپ ها و غیره سخن میرود و ای کاش تنها سخن میرفت و به رسوایی بلاهت مبدل نمیشد!!
در کشوری که دانشگاه ها خالی از تولید علمند و اساتید در عصر حجر چه باید کرد؟
در جایی که استاد دانشگاه دانشجو را موظف به نوشتن دستی تحقیق میکند و این که نباید تحقیق تایپ شده باشد چه باید کرد؟ استادی که فکر میکند باید به هر نحوی شده دانشجو را موظف به تحقیق کند در حالی که این نداشتن روحیه تحقیق نشات گرفته از بی نهایت مسئله است! از کار و پول و زن و بچه و اجاره گرفته تا بسیاری مسایل دیگر !
بگذریم از این اضافه گویی ها ! تقریبا 2 سال است که طرحی در ذهنم است اما برای اجرای آن این اولین حرکت است! شاید دلیل تاخیرم ناامیدی از خودمان باشد ! اما چند روز پیش یکی از دوستانم چیزی از من خواست که دیدم باید این کار بشود! دوستم از من در مورد بعضی از روستا ها و شهرستان های شمال کشور اطلاعات خواست و اینکه باید تحقیقی جامع از رسم و رسوم و تاریخ آن ها برای ارائه به استاد داشته باشد !
نه این که من در این زمینه اطلاعاتی داشته باشم اما دلیل آن این بود که من داشتم از اینکه برای طرح تحقیقم چه مطالب خوبی از وب پیدا کرده ام صحبت میکردم و اینکه چقدر مطلب در این دنیا وجود دارد
از من پرسید که آیا منبعی هست که بتواند از آن اطلاعات مورد نیازش را پیدا کند و من مهم ترین منبعی که فارسی باشد و نسبتا قابل اعتماد ویکیپدیا را معرفی کردم .
اما وقتی خودم بعضی از شهرستان ها را دیدم و اینکه چقدر مطالب اندک و ناچیز است از اینکه زبان فارسی را چه کسی غیر از خود ما باید توسعه بدهد و ما در خوابیم ناراحت شدم!
چرا استاد های ما باید مطالب و تحقیقات را دستی تحویل بگیرند؟ چرا باید این همه کاغذ و وقت انرژی بیهوده هدر شود؟ آیا این تحقیق ها که ساعت ها وقت دانشجو را میگیرد کجا میرود؟ آیا اگر استادی را منصف فرض کنیم جز این است که میخواند و یک نمره به آن میدهد و بعد هیچ؟
چرا نباید این اطلاعات در وب تولید شود؟
ایده ی من این بود که اساتید به جای آنکه کار دانشجو را فیزیکی تحویل بگیرد قبولی آن را منوط به پر کردن مطلب تحقیق و ویکی ها بنماید! آیا راهی جز این هست برای کامل شدن مطالب فارسی قابل استفاده و در دسترس در این فضا ؟
آیا استاد نمی تواند راحت پشت دستگاه خود بنشیند و به چک کردن مطالب کامل شده در ویکیپدیا ، برای دانشجو نمره بدهد؟ آیا اینکه مطالب ارسالی میتواند با اسم باشد کافی نیست تا استاد دانشجو را در این زمینه ارزیابی کند؟
به نظرم هیچ راهی وجود ندارد تا فارسی و مطالب فارسی در اینترنت غنی شود مگر اینکه اساتید دانشگاه انرژی دانشجویان و جوانان را به این سمت هدایت کنند!
مربوط به موضوع های: همین جوری ها