پسر دایی پدرم واقعا آدم جالب و بامزه ایست و میتونه ساعت های آدم رو بگذاره سر کار بدون این که گذشت زمان رو آدم حس کنه ! کلا خیلی باهاش حال میکنم ! ایشون دوران جنگ به جوانیشون خورده بود و در جبهه مشغول تیر اندازی بودن! یک بار تعریف کرد که : با [...]
دستهبندیشده در: Uncategorized، همین جوری ها | بیان دیدگاه »